|
وبلژیون آقای علی مقدم بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم! درباره وبلاگ ![]() حقیقت نه به رنگ است نه به بو...نه به این است و نه او...نه به جام است و سبو... گربه این نقطه رسیدی به تو سربسته و درپرده بگویم... آنچه گفتند تو آنی...تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی...تو ندانی که خود آن نقطه عشقی.. پس به خود آی تا به در خانه متروکه هرکس ننشینی...و تو آنی که باید گل وصل بچینی... _آدرس:میدان حر-خیابان دانشگاه جنگ-باشگاه ورزشی سرباز-سالن آمفی تاتر-جمعیت احیای انسانی کنگره60-شعبه حر _روزهای یکشنبه و پنجشنبه ساعت16. مدیر وبلاگ : مطالب اخیر نویسندگان برچسبها دستور جلسه این هفته : وادی هشتم و تاثیر آن روی من با حرکت راه نمایان می شود.
جهان بینی موضوع و مقوله ای بسیار گسترده است که تمامی ابعاد زندگی ما را در می گیرد . در هر مرتبه ، جایگاه ، حلقه ، و وضعیتی که باشیم ، موضوع جهان بینی همواره اهمیت خاص و منحصر به فرد خود را داراست . تا اینجا می دانیم که برای رسیدن به درمان قطعی اعتیاد باید جهان بینی ما از وضعیت نامتعادل زمان مصرف و اعتیاد ، یعنی جهان بینی افیونی خارج شود و به وضعیت تعادل و سلامتی برسد . قدر مسلم ، نقش ویژه دانایی در مرتبه و کیفیت جهانبینی برکسی پوشیده نیست . مثلث دانایی با اضلاع آموزش ، تجربه و تفکر ، یاخته ها و تار و پود جهان بینی ما را تشکیل می دهند . کنگره 60 برای خروج جهانبینی فرد از حالت افیونی بودن ، آموزش هایی را در نظر گرفته است که در طول دوره درمان و همزمان با اصلاح و بازسازی ساختارهای جسم و روان ، خوراک و مصالح لازم را برای ساختن جهانبینی سالم و به دور از افکار منفی و معتاد گونه فراهم می کند و به تدریج در اختیار ما می گذارد تا ما نیز بتوانیم به تدریج و به آرامی آن ها را دریافت کنیم ، یاد بگیریم ، یه کار گیریم و عمل کنیم و از تاریکی و ظلمات اعتیاد خارج شویم . آموزش های جهان بینی کنگره 60 در اکثر نوشتارها و متون کنگره موجود است ، از جمله کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، وادی ها و جزوات جهان بینی یک و دو . این نوشتارها ، بیشترین بار را در این خصوص به عهده دارند و برای به تعادل رساندن دیدگاه ها و تفکرات ما نقش بسیار ویژه ای را ایفا می کنند . وادی های کنگره 60 سرفصل هایی را مطرح می کنند که بایستی با تمام وجودمان آن ها را بیاموزیم . آن ها را طوری باید آموخت و یاد گرفت که به قول سردار گویی آن ها را خورده ایم . یعنی آموختن به درجه ای که در بطن ساختارهای وجودی نفوذ کند و این پایه ای می شود برای درک مطالب بعدی .
و اما وادی هشتم ؛ این وادی نیز مانند سایر وادی ها ، یکی از زیبا ترین و پرکارآمد ترین قوانین هستی و زندگی را به نمایش می گذارد و به ما آموزش می دهد . با حرکت راه نمایان می شود . می گویند یکی از نام های نیروی شیطانی یا منفی ، نیروی بازدارنده است . نیرویی که سعی می کند به عنوانین مختلف ما را از حرکت بازدارد . این نیرو خیلی خوب می فهمد که اگر ما بایستیم و توقف کنیم ، به دنبال توقف ، سقوط می کنیم و سکون بدون سقوط وجود ندارد . این نیرو هر بار سعی می کند با شناسایی نقاط حساس و نقاط ضعف ما که ممکن است یک روز مواد مخدر باشد و روزی دیگر موضوعی دیگر ، ما را از مسیر صحیح زندگی خارج کند و متوقف کند .
بسیاری اوقات ، ما در مسیر خود می
ایستیم ، با این بهانه که راه مشخص نیست . می خواهیم تمام راه را ابتدا به
ساکن ببینیم و خوب برانداز کنیم و بعد حرکت کنیم . غافل از این که این
اتفاق برای هیچ کس روی نمی دهد . خیلی وقت ها ساعت ها و روزها و هفته ها و
ماه ها فکر می کنیم ، اما حرکت نمی کنیم . تفکر بسار خوب است واهمیت آن را
همه ما می دانیم . اما جایی هست که دیگر باید حرکت کرد و تفکر به تنهایی
راه به جایی نمی برد . کشتی در ساحل ، امن است اما برای این ساخته نشده است
. ما هم بسیاری اوقات در ساحل امن تفکر و
برنامه ریزی توقف می کنیم و می ترسیم که حرکت کنیم ، غافل از این که تا
حرکت نکنیم راه نمایان نمی شود . هیچ جاده ای وجود ندارد که بتوان با یک
نظر از ابتدا تا انتهای آن را دید . مگر این که در آن جاده حرکت کرد .
زمانی که حرکت می کنیم به موازات حرکت ما ، راه نیز خودش را نشان می دهد . من زمانی که در ابتدای سفر اول بودم ، دلم می خواست بدانم که مثلاً در پله بعدی چه می شود . اگر سه وعده به دو وعده برسد چه می شود ، اگر دو وعده به یک وعده برسد چه می شود . وقتی به یک گرم ده روز می رسم چه می شود ، وقتی به قطع مصرف برسم چه می شود و هزاران سوال دیگر که دوست داشتم بدانم چه می شود . این تفکرات انرژی مرا می گرفت و نیرویی که می بایست صرف استفاده از زمان حال می شد ، صرف چراها و چگونگی های بی مورد و بی اهمیتی می شد که هنوز زمان رسیدگی به آنها نرسیده بود . آن جواب ها را هر گز نگرفتم و نفهمیدم ، مگر زمانی که حرکت کردم و به آن جایگاه رسیدم .
یکی دیگر از ترفند های نیروی منفی و یا جهل و نادانی ما این است که در ابتدای شروع کار ، تصویری بسیار وحشتناک و ترسناک از آن کار و آن انجام در ذهن ما ترسیم می کند ، طوری که جرات نمی کنیم به آن کار نزدیک شویم و دست بزنیم و کوچکترین حرکتی انجام دهیم . در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر مطلبی وجود دارد که بی ربط به وادی هشتم نیست و آن این است :
زمانی که ایستاده ایم و می اندیشیم ، محاسبات به گونه دیگری است و زمانی که حرکت می کنیم و می اندیشیم نیز وضعیت به شکل دیگری است . بنابراین ، این حرکت است که ما را از یک نقطه به نقاط دیگر می رساند و وضعیت ما تغییر می کند . برای عبور از تاریکی ، برای درمان اعتیاد ، برای رسیدن به رهایی ، روشنایی و سعادت و خوشبختی باید حرکت کرد . تا حرکت نکنیم ، همانجایی هستیم که هستیم و هیچ تغییری جز تخریب بیشتر و سقوط بیشتر عایدمان نخواهد شد . گر مرد رهی ، میان خون باید رفت . نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، برچسب ها :
واما عشق اگر به کسی همه عشقت را تقدیم کردی تضمینی نیست که او هم در آینده چنین کند. انتظار بازگشت عشق را نداشته باش. فقط منتظر بمان تا عشقی که تقدیم کردی در قلب او رشد کند و بزرگ شود. اما اگر چنین نشد تو به عشق درون قلب خودت برس و آن را بزرگ و متعالی کن . این که انسان وقتی چیزی را از دست بدهد قدرش را می داند درست است! اما این هم درست است که انسان زمانی که چیزی با ارزش را به دست می آورد تازه می فهمد که تمام عمر چه چیزی را از دست داده است . وقت خودت را با صحبت کردن در مورد آدم های موفق با روح های بزرگ و این که چگونه می توان مثل آنها بود تلف نکن . به جای آن خودت به یک انسان موفق با روحی بزرگ تبدیل شو. خواستنی بودن، رازی ندارد. بدون این که در مورد دیگران قضاوت کنی به آنها نگاه کن.
نوع مطلب : مقالات، برچسب ها :
از اتاق فرمان تا اتاق عمل ...
باید نوری که در درونت روشن است تغذیه کنی تا چنان بدخشد که همه آن را ببینند . مارک فیشر
اگر می کاشتی ... نمی گفتی ای کاشکی ! برای رسیدن به جای خوش ... نباید جا خوش کرد. اهل تصمیم باش ... شرایط آماده تسلیم است. با سرعت و دقت ... می توان مدال سبقت گرفت. حرکت کن شاید ببازی ... حرکت نکنی حتما می بازی! کسی که دست به سیاه و سفید نمی زند ... شطرنج باز خوبی نیست! از دیگران یاد کن ... تا یاد بگیری. عقده، خود کم انگاری ... غده، بدخیمی است ! باید خود را زیر سوال برد ... تا موفقیت جواب دهد . تنها شباهت انسان ها این است که ... هر کس شناسنامه خود را دارد ! شکست خوردی ... شکسته نباشی ! از جا کن ... تا از جا کنده نشوی . با تعلل تصمیم بگیر ... تا با تعجیل تسلیم نشوی . هدف را از هوس ... تمیز دهیم . شاید نبردیم ... ولی هنوز نمردیم ! اگر دیگران راهمراه ساختی ... مسیر را هموار ساختی . برای پیشرفت ... باید مدام پیش رفت . علی درویش نوع مطلب : مقالات، برچسب ها : جهان بینی در درمان اعتیاد،
برگی از کتاب عبور از منطقه60 درجه زیر صفر خویش خویش، بیگانه باشد اگرخویش را خویشتن نداند ☺☺☺☺☺☺ شن های روان؛ دو کار انجام می دهند، اگر به آب نزدیک باشند به دریا می رسند. اگر در کویر باشند، حول یا گرد خود می چرخند و همیشه سرگردانند. ☺☺☺☺☺☺ بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم که سرعت صوت را همراه داشته باشد و سرعت نور با نمایش بهترین رنگها . تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم به جهت فرمان ، نوری باشیم که خداوند می خواهد، نه آتشی که همه چیز را ویران نماید و نمایش نور از شعله آتش و استادی باشید برای شعله های آتش که می خواهند ؛ سوار بر نور بشوند و اگر خاکستر شدن ، گریزان هستند.
نوع مطلب : برچسب ها :
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم. خدا گفت: پس میخواهی با من گفتگو كنی؟ گفتم اگر وقت داشته باشید خدا لبخند زد: وقت من ابدی است. چه سوالاتی در ذهن داری؟ چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می كند؟ خدا پاسخ داد: این كه آنها از بودن در دوران كودكی ملول می شوند. عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكی را می خورند. این كه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می كنند و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می كنند. خدا با لبخند پاسخ داد:
نوع مطلب : مقالات، جهان بینی، برچسب ها : چرا به کنگره می آیم؟ |
||